How are OneNote pages different?
This is an example of a normal page of notes. You can type anywhere — just click and type. For example, type your name here. Then try moving it around.
What are all the tabs?
OneNote is a place for gathering, organizing, searching, and sharing notes, clippings, thoughts, reference materials, and other information. All your notes will be visible here — organized by notebooks, sections, and pages. You can create them by clicking File > New.
Notebooks: Sections in the current notebook: Pages in the current section:
Start with one or two. Sections let you organize notes by activities, topics, or people in your life. Start with a few in each notebook. Create as many note pages in each section as you want.
Special Unfiled Notes section — for note pages you need to create in a hurry. You can drag them elsewhere later.
There is no Save button on the toolbar because OneNote saves all your notes automatically!
How can OneNote help me?
Take a few minutes to learn more about OneNote and its most important features.
Flip through the page tabs in this section (on the right-hand side):
Upgrading from OneNote 2003? Make sure to check out page 11 after you have looked through the other pages.
اثرات کشت مخلوط بر مدیریت علف های هرز
اردشير كهنسال1
كارشناس زراعت و اصلاح نباتات و كارشناس ارشد مهندسي كشاورزي شناسايي و مبارزه با علف هاي هرز
B4kohansal@yahoo.com
فهيمه كوهنورد3، محمد دیرباز
2- كارشناس ارشد زيستشناسي، 3- کارشناس باغبانی
چکیده:
علف های هرز گیاهان ناخواسته ای هستند که در اثر اعمال روش های مدیریتی اشتباه در مزرعه ظاهر می شوند. این گیاهان به عنوان عناصر نامطلوب و ناخواسته در کشاورزی شناخته شده اند که باعث افزایش هزینه ها و نیروی انسانی مورد نیاز و کاهش عملکرد محصولات زراعی می شوند.رشد سریع و عادت تهاجمی علف های هرز باعث جذب مواد غذایی مورد نیاز گیاهان زراعی توسط آن ها می شود. کنترل علف های هرز اغلب به عنوان یکی از فواید کشت مخلوط شمرده می شود.که در آن یک گیاه در حین رقابت با علف های هرز، محیطی از زیست توده کمتر از علف هرز برای محصول دیگر فراهم می کند. شاید شناخته شده ترین مثال، استفاده از گیاهان پوششی در بین ردیف های یک گیاه تک کشتی است. با حضور علف های هرز در یک مزرعه مخلوط از دو گونه، پیچیدگی روابط افزوده می شود. کنترل علف های هرز و کاهش رشد آن ها به دلیل رقابت گیاهان با علف های هرز باعث افزایش تولید در کشت مخلوط می شود، که از این قابلیت برای کاهش مصرف علف کش ها در مدیریت علف های هرز استفاده می کنند.
کشت مخلوط نقش با اهمیتی را در مدیریت تلفیقی آفات بازی می کند، کشت مخلوط برای کاهش جمعیت علف های هرز و آفات ضروری به نظر می رسد.لذا یکی از راهکارهای عملی برای کنترل علف های هرز و افزایش محصولات کشاورزی استفاده از کشت مخلوط است. در این راستا، اگر چه اطلاعات زیادی در مورد کشت مخلوط ذرت با سایر گیاهان در منابع وجود دارد
مقدمه:
افزایش تراکم گیاه زراعی، کشت مخلوط غلات و بقولات و کشت برخی گیاهان مانند شبدر در زیر گیاهان ردیفی مثل ذرت باعث افزایش توانایی گیاه زراعی برای رقابت با علف های هرز می شوند. مخلوطی از گیاهان با عادات رشدی مختلف( مانند آفتابگردان و لوبیا) روش مناسبی برای کنترل علف های هرز می باشند. خصوصیات آللوپاتیک برخی گیاهان نیز در کاهش رقابت گیاهان رقیب موثر است . تفاوت فیزیولوژیکی و فنولوژیکی گونه های مختلف گیاهی عامل مهمی در کنترل علف های هرز می باشد و کشت مخلوط راهبردی موفق در کنترل علف های هرز است. در کشت مخلوط(( Intercropping به دلایل مختلف از جمله پوشش دادن بهتر زمین، رقابت، سرعت رشد اولیه بیشتر، میزان و هجوم علف های هرز به نحو بارزی کاهش می یابد و به طور قابل توجهی از مصرف بیش از حد علف کش ها می کاهد(اسپچیپرز و کروف 2002).بیشتر بررسیهای انجام شده روی مسئله اثر محصولات همراه بر کنترل علف ها ی هرز تاکید می کند.
نقش محصولات همراه بر مدیریت علف ها ی هرز
اسوالد و همکاران(2001) در آزمایشی بر روی کنترل علف هرز جادو به این نتیجه رسیدند که کشت خالص ذرت به صورت پشته ای باعث افزایش تراکم علف هرز جادو می شود، اما کشت ذرت همراه با گیاهانی مانند لوبیا چشم بلبلی و سیب زمینی شیرین بیش از 60 درصد تراکم علف جادو را کاهش می دهد.
آینیو همکاران (1984) با تحقیقات خود در نیجریه، به این نتیجه رسیدند که کشت مخلوط ذرت و نخود معمولی قادر به کنترل قطعی علف های هرز در اوایل فصل زراعی نیستند ولی در اواخر فصل کاشت به طور معنی داری موجب کاهش علف های هرز می گردند.
باندولاو همکاران (1993) مدیریت علف های هرز را در مخلوط ذرت- سویا مطالعه کردند و اظهار داشتند که وزن زیست توده علف های هرز در تیمار سه ردیف سویا بین دو ردیف ذرت کمتر از دیگر آرایش ها بود. این تیمار از نظر عملکرد نیز بهتر از سایرین بود. آن ها به این نتیجه رسیدند که مدیریت علف های هرز در شرایطی که تراکم مخلوط بیشتر از تک کشتی است، بهتر صورت می گیرد.
بنیک و همکاران (2005) آزمایشی به منظور بررسی کنترل علف های هرز در کشت مخلوط گندم و نخود و مقایسه با تک کشتی آن ها انجام دادند. تیمارها شامل تک کشتی و کشت مخلوط با 3 تیمار بدون وجین، یک بار وجین، دو بار وجین بود. آن ها به این نتیجه رسیدند که تفاوت معنی داری در عملکرد و سود اقتصادی در تیمارهای با وجین و بدون وجین وجود دارد. عملکرد نخود به طور معنی داری در کشت مخلوط توسط گندم پایین آمد. کاهش معنی داری در تراکم و بیوماس علف های هرز در سیستم کشت مخلوط نسبت به تک کشتی به دست آمد. بیشترین جمعیت علف های هرز در کشت خالص گندم بدون وجین گزارش شد. 7/69 درصد کاهش بیوماس علف های هرز و 70 درصد کاهش در جمعیت علف های هرز در کشت مخلوط به وجود آمد.
بومن و همکاران(2002) در بررسی کشت مخلوط دو گونه کرفس و تره فرنگی و تاثیر آن بر جمعیت علف های هرز به این نتیجه رسیدند که تاثیر رقابت درون گونه ای و بین گونه ای در هر گیاه در کاهش کیفیت مشهود است. آرایش فضایی گونه ها در قدرت رقابتی گونه ها تاثیر زیادی داشته است.
رحمانی و همکاران(1383) به منظور مقایسه عملکرد علوفه در سورگوم علوفه ای و شبدر برسیم و کنترل علف های هرز آزمایش انجام داد به این ترتیب که آرایش های کشت خالص و کشت مخلوط در دو سیستم افزایشی و جایگزینی را مورد مقایسه قرار داد و به این نتیجه رسید که وزن خشک و تعداد کل علف های هرز در چین دوم کمتر از چین اول می باشد. جمعیت و زیست توده علف های هرز در تیمار کشت خالص سورگوم به اضافه 70% تراکم مطلوب شبدر نسبت به دیگر تیمارهای کشت خالص شبدر و سورگوم بدون وجین به شدت کاهش یافت و این امر یکی از علل افزایش عملکرد این تیمار می باشد.
جندقی(1384) در بررسی تاثیر کشت مخلوط نخود سیاه و جو در کنترل علف های هرز، بیشترین علف هرز را مربوط به تیمار کشت خالص نخود با 725 کیلو گرم در هکتار و کمترین علف هرز را به ترتیب مربوط به تیمارهای کشت خالص جو، کشت مخلوط 1 نخود:2 جو و کشت مخلوط 1 نخود:1 جو نسبت داد.
چائی چی و دریایی(1384) به منظور بررسی اثر کشت مخلوط سورگوم و یونجه بر کنترل علف های هرز آزمایشی به مدت سه سال اجرا کردند و به این نتیجه رسیدند که در طول دوره رشد کنترلی روی علف های هرز صورت نگرفت. در سال اول انجام آزمایش، علف های هرز در کشت خالص یونجه و کلیه تیمارهایی که سهم یونجه در ترکیب کشت آن ها بیشتر بود، غالب شدند و با افزایش نسلت ترکیب سورگوم در کشت مخلوط از میزان علف های هرز به میزان معنی داری کاسته شد. جمعیت علف های هرز با گذشت زمان و در چین های بعدی یونجه به شکل معنی داری کاهش یافت. در سال دوم با افزایش نسبت سورگوم در کشت مخلوط عملا جمعیت علف های هرز افزایش یافت و این روند در بیشتر تیمارهای حاوی بالای 50% سورگوم تا چین سوم ادامه یافت. در چین های چهارم و پنجم به طور معنی داری از جمعیت و زیست توده علف های هرز کاسته شد. احتمالا علت این کاهش را می توان به سایه اندازی و اثرات آللوپاتیک گیاه سورگوم و پوشش گسترده سطح زمین توسط گیاه یونجه مربوط دانست.
دریایی(1384) اثر کشت مخلوط جو نخود را بر تنوع و فراوانی علف های هرز بررسی کرد و به این نتیجه دست یافت که تیمار نخود در کشت خالص دارای بیشترین جمعیت علف های هرز بود در حالی که تیمار های کشت مخلوط و همچنین کشت خالص جو به کلی علف هرز را کنترل نمودند، همچنین اظهار کرد در کشت خالص نخود به دلیل ضعف این گیاه در رقابت با علف های هرز عملکرد علوفه به شدت کاهش یافت. .
دهان و همکاران (1997) اثر گونه های مختلف یونجه یکساله خفه کننده علف های هرز را بر کنترل علف های هرز ذرت بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که کشت یونجه با تراکم بالا (260 بذر در متر مربع) وزن خشک علف های هرز را 14 هفته بعد از ظهور ذرت 41 تا 69 درصد کاهش داد.
پوگیو (2005) اثر الگوهای مختلف کاشت نخود و جو را بر روی جمعیت، بیوماس، تنوع گونه ای علف های هرز ، در تک کشتی و کشت مخلوط و تیمار شاهد بدون وجین بررسی کرد. بیوماس بیشتر گیاهان در تیماری که علف های هرز بیشتر کنترل شده بودند به دست آمد.کشت مخلوط و تک کشتی جو به طور عمومی اثرات یکسانی را بر روی جمعیت علف های هرز تولید کرده بود. علف های هرز بهاره معمولا کمتر در کشت مخلوط ظاهر شدند. تعدادگونه های علف های هرز در کشت مخلوط نسبت به دیگر تیمارها کمتر بود.
سمیر و فروت – ویلیامز (1997) اثر ارقام ذرت و الگوهای کشت مخلوط ذرت – نخود را بر روی سرکوب علف های هرز بررسی کردند. در مقایسه با شاهد بدون وجین، وزن خشک علف های هرز در این مطالعه به طور معنی داری توسط تمام سیستم های کشت به کار رفته سرکوب شد. هر دو رقم ذرت به کار رفته در مطالعه در تک کشتی قدرت سرکوب کمتری نسبت به کشت مخلوط روی علف های هرز داشتند. به طور متوسط در ارقام ذرت و الگوی کاشت، رشد و تراکم علف های هرز در کشت مخلوط و تک کشتی نخود کمتر از تک کشتی ذرت بود. بالاخره آن ها چنین نتیجه گرفتند که رشد سریع اولیه نخود باعث پوشش سطح خاک و کاهش علف های هرز و رشد بطئی آن ها نسبت به تک کشتی ذرت می شود.
فاسیل و همکاران (1990) کشت دو ردیف سورگوم و یک ردیف لگوم را در کنترل( علف هرز جادو) استریگا (striga hermontica) موثر دانستند بدون اینکه کاهش عملکرد شدیدی در سورگوم حاصل شود. کولتاس و همکاران (1996) نیز لوبیای مخملی (velvet bean) را در کاهش جمعیت کوکون گراس (imperata cylindrica) ، در کشت مخلوط با ذرت موثر دانست.
کاروتز و همکاران (1998) تاثیرات کاشت ذرت در کشت مخلوط با سویا و لوپن و به تنهایی و نیز در ترکیب با یکی از سه گیاه علوفه ای (چچم یکساله، چچم چند ساله و شبدر قرمز) برای کنترل علف های هرز مورد برسی قرار داد و به این نتیجه رسید که مخلوط سویا با این سه گیاه علوفه ای در کاهش جمعیت علف های هرز موفق تر از کشت مخلوط لوپن با آن ها بود.
کوموندا و کابامبد (1994) دوره بحرانی کنترل علف های هرز را در مخلوط ذرت – سویا، 42 تا 28 روز اول بعد از کاشت ذکر کردند، در حالی که دوره بحرانی کنترل علف های هرز ذر ذرت خالص 56 روز اول بعد از کاشت می باشد، پس کشت مخلوط توانسته است به خوبی این دوران را کاهش دهد.
گومز و گویچ (1998) در آزمایشی بر روی اثر کشت مخلوط ذرت و سویا بر کنترل جمعیت علف های هرز در دو تیمار کودی و بدون کود به این نتیجه رسیدند که علف های هرز به طور معنی داری وقتی که تیمارهای کشت مخلوط افزایشی بود کنترل شدند، اما بیوماس علف های هرز در تیمارهای کشت جایگزینی به طور معنی داری کمتر تک کشتی نشد. حاصلخیزی و اثر متقابل حاصلخیزی و نوع گیاه اثر کمی بر روی جمعیت علف های هرز گذاشت.
مودت و همکاران (1381) در بررسی اثر کشت مخلوط ذرت و لوبیا چشم بلبلی بر کنترل علف های هرز به این نتیجه رسید که دو بار وجین عملکرد بیولوژیکی ذرت، عملکرد دانه ذرت را افزایش داد و کشت مخلوط اثر معنی داری روی عملکرد بیولوژیکی ذرت ، عملکرد دانه و تعداد دانه در ردیف بلال داشت.
موحدی دهنوی و همکاران(1378) به منظور بررسی کشت مخلوط ذرت و لوبیا و اثر آن بر کنترل علف های هرز آزمایشی انجام دادند. تیمارها شامل: تک کشتی ذرت بدون وجین، تک کشتی ذرت دو بار وجین، تک کشتی ذرت یک بار وجین و تیمارهای افزایشی و جایگزینی بود. نتایج نشان داد که وجین باعث افزایش عملکرد بیولوژیکی، عملکرد دانه، ارتفاع، تعداد دانه در ردیف وتعداد ردیف در بلال گردید ولی بین تیمارهای کشت مخلوط تفاوت معنی داری مشاهده نشد.کشت مخلوط 100% ذرت+ 50% لوبیا بیشترین کاهش را بر وزن خشک علف های هرز اعمال کرد. تیمار مذکور همچنین باعث کاهش وزن خشک علف های هرز تاج خروس و تاجریزی در مقایسه با شاهد ذرت بدون وجین گردید.
موهلر و لیبمن (1987) مشاهده کردند که در کشت خالص جو ونخود و همچنین مخلوط آن ها با افزایش وزن کل دانه گیاه زراعی، بیوماس کل تمام گونه ها ی علف های هرز و گونه های غالب علف هرز مانند تاج خروس کاهش یافت. بیشترین یکنواختی در کشت خالص نخود مشاهده شد و زراعت مخلوط از این نظر در حد وسط بود. آن ها به این نتیجه رسیدند که تغییر ترکیب گونه ای جوامع علف های هرز بستگی به قدرت رقابتی گیاه یا گیاهان زراعی دارد و تراکم سیستم زراعی نقشی در این موضوع ندارد.
کاروتز و همکاران(1998) آزمایشی در مورد اثر تاریخ کاشت و الگوی کاشت بر کنترل علف های هرز در کشت مخلوط سویا و لوپن با ذرت انجام دادند. تیمارها شامل کاشت همزمان با ذرت و 3 هفته بعد از ذرت و تیمار الگوی کاشت یک ردیف در میان ذرت و دو ردیف در میان ذرت بود. این دانشمندان به این نتیجه رسیدند که تراکم و بیوماس علف های هرز تک لپه تحت تاثیر کشت مخلوط قرار نگرفت اما جمعیت و تراکم علف های هرز دو لپه در کشت مخلوط کاهش پیدا کرد و در بعضی تیمارها 73% تا100% علف های هرز دولپه ای کنترل شد. کنترل بیشتر علف های هرز در تیمارهای کاشت با تاخیر دیده شد. همچنین کشت مخلوط ذرت با سویا کنترل بیشتری نسبت به کشت مخلوط ذرت با لوپن داشت.
نتیجه
با توجه به مرور منابع انجام شده می توان نتیجه گرفت که یکی از عواملی که باعث کاهش عملکرد گیاهان زراعی می شود علف های هرزی هستند که در بین گیاهان زراعی رشد کرده و بر سر نور، فضا، آب و هوا و مواد غذایی با گیاه زراعی به رقابت می پردازند. بنابراین حضور علف های هرز به معنی رقابت آن با گیاهان زراعی و کاهش عملکرد است. یکی از راههای مبارزه با این مشکل، مخلوطی از گیاهان با عادت های رشدی مختلف می باشد که باعث افزایش توانایی گیاه زراعی برای رقابت با علف های هرز می شوند. اکثر آزمایش هایی که در این زمینه صورت گرفته نشان دهنده برتری کشت مخلوط در کاهش علف های هرز نسبت به کشت خالص گیاهان حساس به علف های هرز می باشد.
بررسی کشت مخلوط ذرت با سایر گیاهان
اردشير كهنسال1
1- كارشناس ارشد مهندسي كشاورزي شناسايي و مبارزه با علف هاي هرز
B4kohansal@yahoo.com
فهيمه كوهنورد3، محمددیرباز
2- كارشناس ارشد زيستشناسي، 3- کارشناس باغبانی
چکیده:
تعداد آزمایش هایی که در زمینه کشت مخلوط گیاهان زراعی در سطح جهان صورت گرفته است نشان می دهد که از سال 1991 تعداد این آزمایش ها به طور شگفت انگیزی به چندین برابر افزایش یافته است. این امر نشان دهنده درک اهمیت موضوع و رویکرد وسیع جهانی به تنوع سیستم زراعی می باشد.کشت مخلوط اگر چه به طور گسترده عمدتا در نواحی گرمسیری اجرا می شود، اما در اکثر مناطق از جمله در نواحی معتدله نیز قابل اجرا بوده و افزایش بهره وری از نهاده های تولید را به دنبال خواهد داشت. زراعت مخلوط یکی از ارزان ترین و قابل دسترس ترین روش ها برای افزایش تولید محصولات زراعی است و یکی از مهمترین دلایل کاشت مخلوط دو یا چند گیاه افزایش در تولید در واحد سطح زمین می باشد. یکی از مهمترین مزایای کشن مخلوط، افزایش عملکرد بالقوه، در واحد سطح در مقایسه با تک کشتی و در بسیاری موارد عملکرد کل محصول در واحد سطح افزایش یافته است
ذرت یکی از گیاهانی است که در کشت مخلوط به فراوانی از آن استفاده می شود و با گیاهان زیادی به صورت مخلوط کشت می گردد. بر اساس گزارش فرانسیس و همکاران (1977) 60% ذرت کشت شده در مناطق گرمسیری آمریکای لاتین به صورت زراعت مخلوط انجام می شود.
مقدمه:
اگر چه تاریخ مدونی برای زراعت چند کشتی و مخلوط وجود ندارد، ولی با توجه به شواهدی که در دست است، رویش گیاهان به صورت توام سابقه طولانی داشته و احتمالا تاریخ آن به نخستین دوره هایی که بشر با کشاورزی آشنا شده است، برمی گردد(مظاهری 1377).
کشت گیاهان زراعی به صورت مخلوط از مناطق استوایی شروع شده است و هم اکنون در بسیاری از مناطق جهان مانند: هندوستان، چین، ایالات متحده آمریکا، مکزیک رواج دارد. در آمریکا گیاهان کاساوا، سیب زمینی شیرین و انواع یام از مهمترین گیاهان غده ای هستند که به صورت چند کشتی با انواع گیاهان زراعی مانند ذرت کشت می گردند( هیلد براند 1990).
کشت مخلوط عبارت است از کشت بیش از یک گیاه در یک قطعه زمین و در یک سال زراعی به طوری که گیاهان تشکیل دهنده مخلوط در اکثر دوره رویش خود در مجاورت یکدیگر باشند(چن و همکاران 2004)
روش چند کشتی نقش مهمی در افزایش تولیدات کشاورزی داشته که میزان این افزایش بین 12 تا 22 درصد متغییر است(چن و همکاران 2004). مهمترین و مستقیم ترین راه برای افزایش تنوع در یک اکوسیستم زراعی کشت مخلوط است که امکان برقراری روابط متقابل بین تک بوته های گیاهان مختلف را فراهم می آورد(نصیری محلاتی و همکاران 1380).
برتری بیولوژیک زراعت مخلوط نتیجه استفاده کارآمدتر از منابع است. چرا که اجزا مخلوط ممکن است از نظر استفاده از منابع رشد متفاوت باشند به طوری که وقتی با هم کشت شوند استفاده موثرتری از نظر آب و مواد غذایی نسبت به کشت خالص خواهند داشت. به علاوه رقابت علف های هرز به دلیل ترکیبی از گونه های گیاهی با آشیان اکولوژیک متفاوت، کمتر می شود(زاهدی 1370).
محققان روش هایی را برای اندازه گیری مزیت کشت مخلوط نسبت به عملکرد تک کشتی طراحی کرده اند. در آزمایش های تحقیقاتی، تیمارهای جداگانه ای برای کشت مخلوط و کشت خالص موجود می باشد که عملکرد کشت خالص هر گیاه با عملکرد کشت مخلوط آن مقایسه می شود. در نتیجه از این نتایج می توان شاخص نسبت برابری زمین را محاسبه کرد. این شاخص مزیت کشت مخلوط را نسبت به کشت خالص به ما نشان می دهد، همچنین این شاخص نشان می دهد که چه مقدار عملکرد باید به کشت خالص اضافه شود تا این میزان برابر عملکرد کشت مخلوط گردد( فرانسیس و همکاران 1993).
اثرات کشت مخلوط:
اسوالد و همکاران (2002) آزمایشی به منظور بررسی کشت مخلوط ذرت و سویا به صورت کشت تاخیری و همزمان در کنیا انجام دادند، و به این نتیجه رسیدند که کشت مخلوط موجب افزایش 40% عملکرددانه ذرت شده است.
در آزمایشی واکنش 4 رقم سیب زمینی شیرین را در کشت مخلوط و تاخیری با ذرت بررسی کردند آن ها نتیجه گرفتند که LER برای تولید بیوماس از LER عملکرد اقتصادی بیشتر بود( اسوالدو همکاران 1996). پال و همکاران (1993)در آزمایشی اثر تراکم های مختلف اجزا روی تولید مخلوط ذرت- سویا و سورگوم – سویا را بررسی کردند. آن ها گزارش دادند که عملکردهای تک کشتی نسبت به اجزا مربوطه در مخلوط برای هر سه محصول بیشتر بود. آن ها مخلوط سورگوم و سویا را با داشتن LER برابر 4/1 تا 315/1 بسته به سال آزمایش بسیار پر تولید تر از مخلوط ذرت- سویا با LER 28/1 تا 34/1 درسال های آزمایش معرفی کردند. نتیجه مشابهی با بررسی کشت مخلوط ذرت و بادام زمینی به دست آمد، که در تیمار کشت مخلوط با نسبت 50:50 درصد بادام زمینی و ذرت در سال 74 و 75 به ترتیب 5 درصد و 13 درصد افزایش عملکرد حاصل گردیده است( بیابانی و گالشی 1375).
آزمایشی به منظور بررسی کشت مخلوط بادام زمینی با گیاهان ارزن و ذرت و سورگوم و تاثیر آن بر عملکرد در هند انجام شد و محققان به این نتیجه رسیدند که عملکرد در کشت مخلوط کمتر از تک کشتی می باشد اما بیشترین سود از ترکیب دو گیاه ذرت و بادام زمینی حاصل شده است( گوش 2004)
راجا و ردی (1990) در بررسی عکس العمل ذرت به کشت مخلوط چنین نتیجه گیری نمودند که تولید بالاتر در واحد سطح و زمان هنگامی به دست آمده است که ذرت با لوبیا چشم بلبلی به صورت مخلوط کشت شده بود. در این گزارش ضمنا بر این مسئله که انتخاب گیاه لوبیا چشم بلبلی به عنوان گیاه مخلوط شونده با ذرت موجب افزایش محصول ذرت تا 52 درصد نسبت به کشت تنهای آن شده است اشاره گردیده و اصولا کشت مخلوط این دو محصول نسبت به کشت خالص آن ها ذارای سودمندی بیشتری بوده است.
کشت مخلوط معمولا به دلیل افزایش پتانسیل عملکرد ی که به دلیل استفاده بهتر از منابع توسط گیاهان و بهبود آن در طول فصل رشد، مورد علاقه می باشد( بنیک 2006) و افزایش عملکرد از کشت مخلوط حاصل شده است( جانسون 1996، آنیل و همکاران 1998، داپاه و همکاران 2003، چن و همکاران 2004) .
جبارلوی شبستری(1375) در مطالعه ای بر روی زراعت مخلوط ذرت پاپ کورن با لوبیای قرمز چنین نتیجه گیری می نماید که حداکثر عملکرد و شاخص های کارایی مصرف منابع با کشت مخلوط دو گیاه ذرت با لوبیا به نسبت 33:66 با تراکم 4/9 بوته در متر مربع به دست می آید.
جعفر نژاد و همکاران(1375) در بررسی اثر نسبت های مختلف کاشت و تراکم بر عملکرد و اجزای عملکرد کشت مخلوط ذرت دانه ای و سویا مشاهده نمود که بیشترین شاخص سطح برگ ذرت در نسبت کاشت 33:66 ذرت به سویا به دست آمد. به علاوه بیشترین عملکرد ذرت در نسبت کاشت یاد شده حاصل گردیده است که در اثر تولید بلال های بزرگتر با تعداد دانه بیشتر بوده است. بیشترین نسبت برابری زمین در نسبت کاشت یک سوم سویا و دو سوم ذرت به دست آمد که این افزایش معادل 6/6 درصد بوده است. نسبت برابری زمین در تراکم بالا در تمام نسبت های کاشت از یک بیشتر بوده و نتیجه کلی آن که کشت مخلوط سویا و ذرت با تراکم 42 بوته سویا و 8 بوته ذرت و در نسبت های کاشت 33:67 ذرت به سویا بیشترین عملکرد را نسبت به کشت خالص دارد و با افزایش نسبت کاشت ذرت در مخلوط عملکرد سویا کاهش زیادی نشان می دهد.
خالکو و همکاران (1990) اثر کشت مخلوط ذرت و نخود ایرانی، که در این مخلوط ذرت به عنوان گیاه فرعی و نخود گیاه اصلی می باشد، را بررسی کردند، 7 تیمار شامل 100% نخود + 10، 20، 30، 40، 50 درصد ذرت و تک کشتی ذرت و نخود، تیمارهای آزمایشی بودند. بیشترین عملکرد از تک کشتی نخود به دست آمد( 43/1 کیلو گرم در هکتار ) و سپس تیمار 100% + 10% ذرت ( 42/ 1کیلو گرم در هکتار) قرار داشت. بیشترین LER که 1/1 بود از تیمار 100+10% ذرت به دست آمد.
خوارزمی و تاجبخش(1381) تاثیر تراکم بوته و کشت مخلوط را برای دو گیاه ذرت و سویا در مزرعه تحقیقاتی خود مورد بررسی قرار دادند و نتایج نشان داد که سیستم کاشت 25% ذرت و 75% سویا بالاترین عملکرد را برای ذرت و بیشترین عملکرد سویا نیز در کشت خالص سویا به دست آمد. در ذرت تعداد دانه در هر بلال و وزن هزار دانه مهم ترین اجزا عملکرد بودند و از طرف دیگر با افزایش تراکم عملکرد ذرت و سویا در کشت مخلوط افزایش می یابد.
شریها (1994) واکنش کشت مخلوط ذرت و لوبیا را بررسی کرد. دو رقم پا کوتاه(Reward) و نیمه پا کوتاه(Miligold) ذرت را با دو رقم رونده(Lolita) و بوته ای(lancer) لوبیا در نسبت های 1:1،2:1،1:2، 2:2 کشت کرد. بیشترین LER (92/1-69/1) را در مخلوط دو رقم پا کوتاه با لوبیای رونده در هر 4 نسبت اختلاط دارا بود. ذرت در کشت مخلوط عملکرد کمتری نسبت به تک کشتی داشت اما برای لوبیا عکس این حالت مشاهده شد.
مظاهری(1372) در بررسی بر روی کشت مخلوط ذرت دانه ای و علو فه ای بدین نتیجه دست یافت که محصول خشک مخلوط بیش از تک کشتی بوده و با بررسی این نوع سیستم به کمک شاخص نسبت برابری زمین(LER) میزان اضافه محصول در حدود 22 درصد تعیین گردید که علت آن ناشی از اختلاف ارتفاع و دوران رشد گیاهی ذکر نموده و از این رو بهره برداری از عوامل محیطی در حدودی بوده که موجب تشدید رقابت آنان نگردیده است.
لي مز و هايكر (1995) در برزيل كشت مخلوط لوبيا چشم بلبلي و ذرت را مورد بررسي قرار دادند . عملكرد لوبيا چشم بلبلي در مقايسه با تك كشتي 40% كاهش يافت اما ذرت 13% افزايش عملكرد داشت(به نقل از مودت 1381 ).
مظاهری(1366) در بررسی کشت مخلوط ذرت و کیل چنین اظهار داشته است که با محاسبه LER مشخص گردید که محصول بهترین مخلوط (تراکم زیاد ذرت با تراکم کم کیل ) 19 درصد بیش از حداکثر محصولی که از زراعت تک کشتی به دست آمده است.
مظاهری(1377) در کشت مخلوط ذرت با دوره رشد85 روز و بادام زمینی با دوره رشد 120 روز حدود 20 تا 60 درصد اضافه محصول به دست آمده است.
میاکا (1995) از کشت مخلوط ذرت و لوبیا چشم بلبلی با ترکیب های مختلف تاریخ کاشت به این نتیجه دست یافت که عملکرد لوبیا چشم بلبلی به طور یک ردیف در میان دو ردیف ذرت 57 درصد نسبت به یک ردیف در میان ذرت افزایش داشته است و عملکرد لوبیا همزمان و دو هفته بعد از ذرت با هم اختلاف نداشتند٬ در حالی که عملکرد در چهار هفته بعد از ذرت 67 درصد کاهش نشان داده است و عملکرد ذرت با کشت مخلوط تغییر نیافته است.
نیگوسی و ردی (1996) اثر کشت مخلوط ذرت و لوبیا را روی عملکرد اجزا، راندمان مصرف زمین و بازده خالص نظام کشت بررسی کردند. در این آزمایش دو رقم زود رس لوبیا با عادات رشد متفاوت همزمان با ذرت و همچنین به صورت کشت تاخیری یک ماه بعد از کاشت ذرت در الگو های مختلف ارزیابی شدند. عملکرد ذرت به طور معنی داری در کشت تاخیری بالاتر بود. در حالی که لوبیا در کشت مخلوط عملکرد بیشتر را در کشت همزمان به دست آورد. در الگوی کشت دو ردیف ذرت و یک ردیف لوبیا LER (31/1 تا46/1) بسته به منطقه آزمایش در کشت همزمان به دست آمد.
در کشت مخلوط رقابت درون گونه ای و برون گونه ای تشدید شده در نتیجه عملکرد نسبت به تک کشتی کاهش می یابد( دریایی 1384). آلفورد و همکاران (2003) در بررسی کشت مخلوط ذرت و برخی از لگوم های یکساله به این نتیجه دست یافتند که عملکرد دانه ذرت تا میزان 17% در کشت مخلوط کاهش کاهش یافته است.
در آزمایشی بر روی مخلوط ذرت – لوبیا را در کنیا مطالعه کردند. وزن خشک دانه هر دو محصول به طور معنی داری تحت تاثیر تراکم قرار نگرفت.حضور ذرت در مخلوط عملکرد لوبیا را تا 59% کاهش داد، همچنین حضور لوبیا در مخلوط به طور متوسط 44% عملکرد ذرت را کاهش داد، که نشان از رقابت شدید بین گونه ای و غالب بودن ذرت است (پیلبیم و همکاران1994)..
هیبچ و همکاران (1995) با بررسی تراکم های مختلف در کشت مخلوط ذرت و سویا نشان دادند که عملکرد ذرت تحت تاثیر تراکم نمی باشد اما به ازای هر واحد افزایش در تراکم گیاه ذرت٬ کاهش عملکرد ی بین 20 تا 35 درصد در دو رقم سویای مورد آزمایش مشاهده گردید. مقدار نسبت برابری زمین از 1/1 تا 4/1 در ترکیب ذرت با دو رقم مورد آزمایش سویا متغیر بود در حالی که مقدار نسبت معادل سطح زیر کشت و زمان بین 8/0 تا 9/0 بود.
هیکام و همکاران (1992) کشت مخلوط ذرت و جنس لوبیا (winged bean) را مطالعه کردند. هر دو گونه به طور منفی تحت تاثیر کشت مخلوط قرار گرفتند، اما اجزای عملکرد لوبیا کاهش بیشتری نشان داد. با وجود این دو محصول توانستند کاهش عملکرد یکدیگر را جبران کنند و بدین خاطر LER در تمام سیستم های از واحد بیشتر بود که نشان از سودمندی کشت مخلوط می باشد.
کشت مخلوط ذرت با سایر گیاهان باعث مثبت شدن شاخص نسبت برابری زمین و در نتیجه افزایش عملکرد نسبت به کشت خالص آن خواهد شد.افزایش عملکرد در کشت مخلوط احتمالا به علت اثرات مکملی گیاهان، استفاده بهتر از منابع در کشت مخلوط و اثرات خنثی کنندگی در برابر گیاهان و علف هرز در کشت مخلوط می باشد( آنیل 1998).
سیستاکس و همکاران(1993) گزارش کردند که در کشت مخلوط ذرت و ارزن معمولی، در کشت همزمان بالاترین ماده خشک به دست آمده از ارزن با 30 کیلو گرم ذرت در هکتار بوده است و هنگامی که ذرت 10 روز بعد از ارزن کشت شده بیشترین ماده خشک ارزن با 10 کیلو گرم ذرت در هکتار به دست آمد و هنگامی که ذرت 20 روز بعد کاشته شد، بیشترین ماده خشک ارزن با 20 کیلو گرم ذرت در هکتار به دست آمده است، بیشترین ماده خشک به دست آمده ذرت وقتیکه همزمان، 10 روز و 20 روز بعد از ارزن کاشته شده بود، به ترتیب 20 ، 30 و 30 کیلو گرم ذرت در هکتار به دست آمد.
تریباتی، سینگ و کیل (1987) طی مطالعه ای بر روی میزان تولید علوفه در کشت های خالص و مخلوط غلات و بقولات تحت شرایط تابستان دو رقم ارزن مرواریدی( preal millet)، دو رقم سورگوم و دو رقم ذرت و یک رقم لوبیا چشم بلبلی را با کشت در ردیف های متناوب را در حالات ترکیبی مختلف مورد بررسی قرار دادند. آن ها چنین مشاهده نمودند که در کشت خالص این گیاهان، سورگوم ( رقم پایونیر 988) و ذرت رقم African tall به طور معنی داری ماده سبز و خشک بیشتری نسبت به سایر تیمارها تولید نموده اند. هر دو رقم ارزن مرواریدی و ذرت( رقم مانجاری) به طور معنی داری محصول علوفه سبز بالاتری در کشت درهم در مقایسه با کشت تنها داشته اند.
هربرت و همکاران ( 1984) کشت مخلوط ردیفی ذرت علوفه ای وسویا را مطالعه نمودند و مشاهده کردند که عملکرد علوفه ذرت در ترکیب با سویا افزایش می یابد ، اما عملکرد سویا کاهش یافت . چون کاهش عملکرد سویا با افزایش عملکرد ذرت جبران گردید ٬ عملکرد ذرت در کشت مخلوط نسبت به تک کشتی 21 الی 53 درصد افزایش نشان داد.
پراساد و همکاران(1990) گزارش کردند که عملکرد تر و خشک در کشت مخلوط ارزن ( penisetum pedicellatum ) و ماش ( vigna sinensis) با میزان بذر کامل در روش کشت درهم بیش از سایر روش های کشت ردیفی(1:1،1:2،2:2) و کشت درهم نصف مقدار بذر بود. نسبت برابری زمین برای علوفه خشک 52/1 بوده است. .
هزرا و بهاري (1993) با بررسي تأثير كشت مخلوط ارزن آفريقايي با تعدادي گياه زراعي لگوم دريافتند كه كشت مخلوط بازده بالايي داشته ( 29ـ 11% علوفه سبز و 23ـ 5% علوفه خشك ) و بيشترين ميزان بازده علوفه سبز ، علوفه خشك و محصول لگوم متعلق به كشـت مخلـوط ارزن آفريقايي ولوبيا چشـم بلبلـي و بـا نسـبت رديفـي دو در ميان ( 2:2 ) مي باشد.